لحظات برای دختر به سختی می گذشت.
بد جوری دلهره داشت. تقریبن تمام پوست انگشتاشو کنده بود.
تا چند لحظه دیگه قرار بود یه عمل جراحی نسبتن سخت انجام بشه.
توو این عمل، یکی از اعضای بدن پسری به بدن دختر پیوند زده میشد.
توو اتاق بغل پسرک خیلی ریلکس روو تخت دراز کشیده بود.
انگار نه انگار که قراره یکی از اعضای بدنش رو جدا کنن.
یه مجله فکاهی گرفته بود دستش و صدای قاه قاه خنده ش فضای اتاق رو پر کرده بود.
چند دقیقه بعد اومدن و پسر و دختر رو به اتاق عمل بردن.
قرار بود یه قسمتی از رگ بی خیالی پسر به بدن دختر پیوند زده بشه ...
سلام......بنده به شدت تقاضای پیوند دارم...گروه خونی آ مثبت...دختر هستم...26 ساله..!
البته کامنتهای کیانا یه مقدار عزم راسخم رو متزلزل کرد..راستش آخه احساس میکنم بهتره حالم!
همیشه شاد و زنده باشی دختر.
و شما هم برقرار و پاینده باشی جناب آلن.
شیرینی لینکدونی فراموش نشود...ناپلئونی باشد لطفا!
خیلی جالب بود
واقعا این پسرا بیخیالنا
محشر بوددددددددددددددآلن مرسیییییییییی
آلن خان خرجش چه قده؟ ما پایه ایما. میشه ما رو بذارین اول لیست پیوندی ها؟
اولا سوم شدم
دوما رگ بی خیالیه ما گرونه خرجت میره بالا
سوما لینکدونی تون مبارک باشه
چارما آلن تو لینکدونیت اسم خودمو نمیبینم
چرااااا؟