لحظات برای دختر به سختی می گذشت.
بد جوری دلهره داشت. تقریبن تمام پوست انگشتاشو کنده بود.
تا چند لحظه دیگه قرار بود یه عمل جراحی نسبتن سخت انجام بشه.
توو این عمل، یکی از اعضای بدن پسری به بدن دختر پیوند زده میشد.
توو اتاق بغل پسرک خیلی ریلکس روو تخت دراز کشیده بود.
انگار نه انگار که قراره یکی از اعضای بدنش رو جدا کنن.
یه مجله فکاهی گرفته بود دستش و صدای قاه قاه خنده ش فضای اتاق رو پر کرده بود.
چند دقیقه بعد اومدن و پسر و دختر رو به اتاق عمل بردن.
قرار بود یه قسمتی از رگ بی خیالی پسر به بدن دختر پیوند زده بشه ...
اون دختره که پیوند روش انجام شده ، احتمالا کیانا نبوده ؟
هاله بانو جان من حاضرم چن تا رگمو بدم بهتوناااااااااا
(آیکون یه از خودگذشته )
کاش این عمل پیوند واقعیت داشت
اون وقت من حاضر بودم اولین نفری باشم که داوطلبانه حاضره این پیوند روش انجام بشه
(آیکون یه آه جانگداز)
قربونت دختر 26 ساله عزییییییییییییییییز
بعید میدونم عمل موفقیت آمیزی بوده باشه آلن ! درسته ؟