میگفت جفتمون سر کار بریم و بچه مونو بذاریم مهد کودک.
چیزی که واقعن برای من غیر قابل تحمله. به نظر من بچه ای که میره مهدکودک با بچه پرورشگاهی خیلی فرقی نداره. تازه جالب این بود که خودشم از دوران بچگی خودش که توو مهدکودک گذرونده بود خیلی خاطرات خوبی نداشت.
خرداد پر حادثه گریبانت را گرفت
من هییییییچ تصویری از خواستگاری ندارم:/
خواهرامم ک کلا کلی میگن راجع به خواستگاراشون
منم ک نداشتم تاحالا
گمونم نخواهمم داشت:دی
احساس میکنم شومپت هستم:/
خدا نکنه شومپت باشی.
ایشالا واسه تو هم یه آقا پسر خوشگل موشگل همه چیز تموم پا پیش بذاره.
چی میگفت ؟؟؟ :))))
میگفت جفتمون سر کار بریم و بچه مونو بذاریم مهد کودک.
چیزی که واقعن برای من غیر قابل تحمله.
به نظر من بچه ای که میره مهدکودک با بچه پرورشگاهی خیلی فرقی نداره.
تازه جالب این بود که خودشم از دوران بچگی خودش که توو مهدکودک گذرونده بود خیلی خاطرات خوبی نداشت.
شومپت

یاد شریفی نیا افتادم یهو