چهار روزه ساعت دیواری اتاقمون خوابیده.
باطری ش تموم شده و موجودی باطری اداره صفره.
امروز تصمیم گرفتم یه کاری بکنم که هم نیاز به باطری مرتفع بشه و هم از ساعت لحظه ای مطلع بشیم.
هر ده دقیقه یک بار ، از صندلی بلند میشم و ساعت دیواری رو بر میدارم و عقربه ها رو طوری
می چرخونم که ساعت فعلی رو نشون بده.
به همکارا سپردم که اگه سر هر ده دقیقه یادم رفت ساعت رو بروز کنم ، بهم یادآوری کنن.
با این کار هم در اموال بیت المال صرفه جویی میشه ، هم من یه ورزشی می کنم و هم اینکه
همکارا از زمان فعلی مطلع میشن.
فک کنم کم کم دیگه باید بلند شم و ساعت رو به روز کنم .
پس فعلن با اجازه ...
بسیار بسیار بسیار خوب است.همیشه
این ساعت و زمانٍ بدبخت مارا بروز
می نماید حال یک بار هم شما
آن را بروز نمایید.گهی زین به
پشت و گهی پشت به
زین..هوم!!!!
یاحق...
بله. همینطوره آوا جان خان حان.
منم خوبم
راستی یه غلط املایی هم داشتم غصه نه قصه
خدا رو شکر
عیب نداره. شدی 19.
دینگ دینگ
پاشو ساعتو تنظیم کن آلن
دینگ دینگ
دینگ دینگ
یکی باطری ساعت رو عوض کرده
دینگ دینگ
سلام عمو آلن
خوبی؟!
بعدش ملینا هی قصه میخوره ..با خودش فکرو خیال میکنه که چی شده نکنه خدانکرده سیگاری میگاری شده آقا شووون
خوبه دیگه.. من الان تصور میکنم ...ببخشید مث یو یو هی میشینی هی پا میشیکه ساعت و تنظیم کنی..اون وخت خب لاغر میشی خب..یه چی شبیه مداد...
سلام عمو جان. من خوبم. تو هم خوبی ؟
آره راس میگی. فکر ملینا رو نکرده بودم.
باید همین امروز برم یه باطری واسه ساعت بخرم.
چون قرار نیس کل کل کنم دیگه از این به بعد هیچی نمیگم....
آفرین. مثل اینکه قرصا کم کم داره اثر خودشو میذاره.
گفتی مطب دکتری که رفتی کجاس ؟
منم میخام برم.